تبلیغات
::: امام حاضـر ::: - پاسخ به سوالاتی پیرامون امام زمان(عج) - قسمت دوم
 
 


<-BlogDescription->

پاسخ به سوالاتی پیرامون امام زمان(عج) - قسمت دوم
سوالاتی درباره امام زمان(عج)

چگونه می‌توان حضرت مهدی (علیه السلام) را یاری کرد؟

چرا شیعیان شرکت در مجالس حضرت مهدی (اهل بیت علیهم السلام) را بر خود واجب می‌دانند؟

چرا شیعه منتظر ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) است؟

چرا شیعه همه مردم را به محبت حضرت مهدی دعوت می کند؟

(پاسخ به سوالات در ادامه مطلب)



چگونه می‌توان حضرت مهدی (علیه السلام) را یاری کرد؟

یاد نمودن فضایل و مناقب آن حضرت، مستحب است و دلیل آن اخبار و روایاتی است که در مورد تشویق و ترغیب بر یادآوری فضایل ائمه معصومین علیهم السلام وارد شده است، از جمله:

در اصول کافی از حضرت ابی عبدالله صادق ( روایت شده که فرمود:

1ـ "وظیفه جمعی از فرشتگان آسمان این است که نگاه می‌کنند بر یک و دو و سه نفری که آنان درباره‌ی فضیلت آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم به گفتگو نشسته اند، پس فرشته ای به فرشتگان دیگر می گوید: آیا نمی بینید اینان را با همه کمی تعدادشان و بسیاری دشمنانشان، فضائل آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم را بیان می کنند! آن گاه گروه دیگری از فرشتگان می گویند:

ذَلِکَ فَضْل اللهِ یُؤتیهِ مَنْ یَشَآءُ واللهُ ذُوالفَضْل العَظیم

این فضل خداوند است که به هرکس بخواهد می دهد، و خداوند دارای فضل عظیم است". ( الکافی 8/334، ح521)

و در همان کتاب به سند خود از میسر از حضرت ابی جعفر باقر ( آورده که گفت:

2ـ "امام باقر به من فرمود: آیا با هم خلوت می کنید (و دور از چشم دشمنان می نشینید) و برای هم حدیث می گویید، و آن چه معتقد هستید برای هم بازگو می نمایید؟

عرضه داشتم: آری به خدا سوگند ما با هم در خلوت می نشینیم و برای هم حدیث می گوییم و آن چه معتقدیم برای هم باز می‌گوییم.

امام باقر ( فرمود: به خدا سوگند که من دوست داشتم در بعضی از آن جاها با شما می بودم، به خدا سوگند که من بوی شما و جانهای شما را دوست می دارم، و البته شما بر دین خداوند و دین فرشتگان او هستید، پس با پرهیز از گناه و جدیت در امر دین ‍]ما را [ یاری کنید".

( الکافی 2/187، ح5)

و در همان کتاب از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر ( آمده که فرمود:

3ـ "هیچ چیز بر ابلیس و لشکریانش دشوارتر نیست از اینکه برادران ایمانی با یکدیگر دیدار کنند، و همانا دو مؤمن با یکدیگر دیدار می نمایند پس خداوند را یاد کنند و سپس فضایل ما را یادآوری نمایند، در این حال گوشت سالمی بر صورت ابلیس باقی نمی ماند، تا جایی که روح پلیدش به التماس می افتد از فرط آنکه درد می کشد، پس فرشتگان آسمان و گنجوران بهشت متوجه می شوند و او را لعنت می‌کنند تا اینکه هیچ فرشته مقربی باقی نماند مگر اینکه او را لعنت کند، پس زبون و با حسرت و مردود می افتد".

( الکافی 2/188، ح7)

1ـ ( الکافی 8/334، ح521)

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ مِنَ الْمَلَائِکَةِ الَّذِینَ فِی سَمَاءِ الدُّنْیَا لَیَطَّلِعُونَ عَلَى الْوَاحِدِ وَ الِاثْنَیْنِ وَ الثَّلَاثَةِ وَ هُمْ یَذْکُرُونَ فَضْلَ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَیَقُولُونَ أَ مَا تَرَوْنَ هَؤُلَاءِ فِی قِلَّتِهِمْ وَ کَثْرَةِ عَدُوِّهِمْ یَصِفُونَ فَضْلَ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَتَقُولُ الطَّائِفَةُ الْأُخْرَى مِنَ الْمَلَائِکَةِ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ِ

2ـ ( الکافی 2/187، ح5)

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ لِی أَ تَخْلُونَ وَ تَتَحَدَّثُونَ وَ تَقُولُونَ مَا شِئْتُمْ فَقُلْتُ إِی وَ اللَّهِ إِنَّا لَنَخْلُو وَ نَتَحَدَّثُ وَ نَقُولُ مَا شِئْنَا فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنِّی مَعَکُمْ فِی بَعْضِ تِلْکَ الْمَوَاطِنِ أَمَا وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِبُّ رِیحَکُمْ وَ أَرْوَاحَکُمْ وَ إِنَّکُمْ عَلَى دِینِ اللَّهِ وَ دِینِ مَلَائِکَتِهِ فَأَعِینُوا بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ

3ـ ( الکافی 2/188، ح7)

سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع یَقُولُ لَیْسَ شَیْ‏ٌ أَنْکَى لِإِبْلِیسَ وَ جُنُودِهِ مِنْ زِیَارَةِ الْإِخْوَانِ فِی اللَّهِ بَعْضِهِمْ لبَعْضٍ قَالَ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَیْنِ یَلْتَقِیَانِ فَیَذْکُرَانِ اللَّهَ ثُمَّ یَذْکُرَانِ فَضْلَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلَا یَبْقَى عَلَى وَجْهِ إِبْلِیسَ مُضْغَةُ لَحْمٍ إِلَّا تَخَدَّدُ حَتَّى إِنَّ رُوحَهُ لَتَسْتَغِیثُ مِنْ شِدَّةِ مَا یَجِدُ مِنَ الْأَلَمِ فَتَحُسُّ مَلَائِکَةُ السَّمَاءِ وَ خُزَّانُ الْجِنَانِ فَیَلْعَنُونَهُ حَتَّى لَا یَبْقَى مَلَکٌ مُقَرَّبٌ إِلَّا لَعَنَهُ فَیَقَعُ خَاسِئاً حَسِیراً مَدْحُوراً

چرا شیعه از فراق حضرت مهدی اندوهگین است؟

مؤمن از فراق و دور ماندن از حضرت مهدی اندوهگین و مهموم است، و این از نشانه های دوستی و اشتیاق به آن حضرت است. و در دیوان منسوب به امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام در بیان دلایل و نشانه های دوستی راستین شعری با این مضمون آمده است:

1ـ و از نشانه ها این است که از شدت شوقش دیده شود همچون بیماری که دلش از شدت درد می جوشد.

و از نشانه ها این است که از فرط انس گرفتن با محبوب دیده شود که از هر چه او را از آن مشغول می‌دارد وحشت کند.

و از نشانه ها: خندیدنش در میان مردم است، در حالیکه دلش مالامال از اندوه است همچون زن جوان از دست داده.

و دلیل بر اینکه این امر از نشانه های اهل ایمان است، اخبار بسیاری است که از امامان معصوم علیهم السلام روایت گردیده، از جمله نشانه های یک فرد شیعه آن است که در اندوه و حزن امامان علیهم السلام محزون و اندوهگین باشد، و تردیدی در این نیست که غیبت حضرت حجت ( و آنچه از حزنها و محنتها بر آن حضرت و بر شیعیانش وارد می گردد از بزرگترین و مهمترین علل حزن و اندوه امامان علیهم السلام است.

2ـ در کتاب کمال الدین بسند خود از مولایمان حضرت ابوالحسن الرضا ( آورده که فرمود:

"چه بسیار زنان جگر سوخته مؤمنه، و چه بسیار مردان مؤمن اسفناک جگر سوخته خواهد بود آن گاه که ماءِ معین مفقود و غایب گردد." (کمال‏الدین 2/370)

لازم به ذکر است که مقصود از ماء معین وجود مبارک حضرت مهدی است.

3ـ در کافی از حضرت ابوعبدالله امام صادق ( روایت آمده که فرمود:

"شخصی که به خاطر ما مهموم باشد و غم و اندوهش از جهت ظلمی باشد که بر ما رفته است، نفس کشیدنش تسبیح گوئی است، و همّ او به خاطر امر ما عبادت است، و پنهان داشتنش سرّ ما جهاد در راه خداوند است".

کلینی فرموده: محمدبن سعید یکی از راویان این حدیث به من گفت: این را با آب طلا بنویس که چیزی بهتر از این ننوشته ام. (الکافی 2/ 227)

4ـ هم چنین در حدیث ابن ابی یعفور این مضمون آمده است که:

یکی از حقوق شخص مؤمن بر مؤمن دیگر آن است که به خاطر اندوه او اندوهگین گردد، که بدون تردید این حق برای مولایمان حضرت صاحب الزمان ( بر تمامی افراد با ایمان ثابت است، به طریق اولویت قطعی ] یعنی هرگاه افراد عادی از مؤمنین چنین حقی را دارا باشند، امام و مولایمان حضرت حجت ( که پیشوای آنان و رکن ایمان است به طور قطع، سزاواری بیشتری در این حق برایش ثابت می باشد [.(الکافی 2 /172)

مِثلُ السَّقیمِ و فی الفُؤادِ غَلائلُ

وَ مِنَ الدَّلائلِ اَنْ یُریَ من شَوقهِ

مُستوحشاً من کُلّ ماهوَ شَاغِلُ

وَ مِنَ الدلائل اَنْ یُریَ من اُنْسِهِ

وَالقَلْبُ مَحْزون کَقَلْبِ الثَّا کِلِ

وَ مِنَ الدلائلِ ضِحْکُهُ بینَ الوَرَیَ

2 ـ روی عن الرضا علی بن موسى: کم من حرى مؤمنة و کم من مؤمن متأسف حران حزین عند فقدان الماء المعین (کمال‏الدین 2/370)

3ـ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ نَفَسُ الْمَهْمُومِ لَنَا الْمُغْتَمِّ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لِأَمْرِنَا عِبَادَةٌ وَ کِتْمَانُهُ لِسِرِّنَا جِهَادٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ قَالَ لِی مُحَمَّدُ بْنُ سَعِیدٍ اکْتُبْ هَذَا بِالذَّهَبِ فَمَا کَتَبْتَ شَیْئاً أَحْسَنَ مِنْهُ (الکافی 2/ 227)

4ـ قَالَ کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَا وَ ابْنُ أَبِی یَعْفُورٍ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ طَلْحَةَ فَقَالَ ابْتِدَاءً مِنْهُ یَا ابْنَ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سِتُّ خِصَالٍ مَنْ کُنَّ فِیهِ کَانَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَنْ یَمِینِ اللَّهِ فَقَالَ ابْنُ أَبِی یَعْفُورٍ وَ مَا هُنَّ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ یُحِبُّ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ لِأَخِیهِ مَا یُحِبُّ لِأَعَزِّ أَهْلِهِ وَ یَکْرَهُ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ لِأَخِیهِ مَا یَکْرَهُ لِأَعَزِّ أَهْلِهِ وَ یُنَاصِحُهُ الْوَلَایَةَ فَبَکَى ابْنُ أَبِی یَعْفُورٍ وَ قَالَ کَیْفَ یُنَاصِحُهُ الْوَلَایَةَ قَالَ یَا ابْنَ أَبِی یَعْفُورٍ إِذَا کَانَ مِنْهُ بِتِلْکَ الْمَنْزِلَةِ بَثَّهُ هَمَّهُ فَفَرِحَ لِفَرَحِهِ إِنْ هُوَ فَرِحَ وَ حَزِنَ لِحُزْنِهِ إِنْ هُوَ حَزِنَ وَ إِنْ کَانَ عِنْدَهُ مَا یُفَرِّجُ عَنْهُ فَرَّجَ عَنْهُ وَ إِلَّا دَعَا اللَّهَ لَهُ قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ثَلَاثٌ لَکُمْ وَ ثَلَاثٌ لَنَا أَنْ تَعْرِفُوا فَضْلَنَا وَ أَنْ تَطَئُوا عَقِبَنَا وَ أَنْ تَنْتَظِرُوا عَاقِبَتَنَا فَمَنْ کَانَ هَکَذَا کَانَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَیَسْتَضِی‏ءُ بِنُورِهِمْ مَنْ هُوَ أَسْفَلُ مِنْهُمْ وَ أَمَّا الَّذِینَ عَنْ یَمِینِ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّهُمْ یَرَاهُمْ مَنْ دُونَهُمْ لَمْ یَهْنِئْهُمُ الْعَیْشُ مِمَّا یَرَونَ مِنْ فَضْلِهِمْ فَقَالَ ابْنُ أَبِی یَعْفُورٍ وَ مَا لَهُمْ لَا یَرَوْنَ وَ هُمْ عَنْ یَمِینِ اللَّهِ فَقَالَ یَا ابْنَ أَبِی یَعْفُورٍ إِنَّهُمْ مَحْجُوبُونَ بِنُورِ اللَّهِ أَ مَا بَلَغَکَ الْحَدِیثُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ یَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ خَلْقاً عَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ عَنْ یَمِینِ اللَّهِ وُجُوهُهُمْ أَبْیَضُ مِنَ الثَّلْجِ وَ أَضْوَأُ مِنَ الشَّمْسِ الضَّاحِیَةِ یَسْأَلُ السَّائِلُ مَا هَؤُلَاءِ فَیُقَالُ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ تَحَابُّوا فِی جَلَالِ اللَّهِ (الکافی 2 /172)

 

چرا شیعیان شرکت در مجالس حضرت مهدی (اهل بیت علیهم السلام) را بر خود واجب می‌دانند؟

شیعیان برای شرکت در مجالس اهل بیت (ع) اهمیت ویژه‌ای قائل اند. امام رضا (ع) می‌فرمایند:

1ـ "هر کس در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده می‌گردد، دلش نخواهد مرد در روزی که دلها می‌میرند ." (بحارالأنوار 44/ 278، ح1؛ الأمالی‏للصدوق/ 4)

و نیز امام صادق علیه السلام در مورد مجالس احیای امر ائمه به فضیل می‌فرمایند:

2ـ "آیا می‌نشینید و حدیث می‌گویید؟

فضیل می‌گوید: آری فدایت شوم.

امام صادق علیه السلام فرمود: همانا من آن مجالس را دوست می‌دارم، پس امر ما را احیا کنید، ای فضیل خداوند رحمت کند کسی را که امر ما را احیا نماید." (بحارالأنوار 44/ 282، ح14)

و نیز شاهد بر آنچه گفتیم تمامی روایاتی است که در مورد تشویق و ترغیب بر حضور و شرکت در مجالس ذکر رسیده، مانند فرموده پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله:

3ـ "در باغهای بهشت بگردید. عرضه داشتند: ای رسول خدا باغهای بهشت چیست؟ فرمود: مجالس ذکر ...". (عدةالداعی/253، الباب الخامس فیما ألحق بالدعاء )

و فرمایش آن حضرت در حدیث دیگر که:

4ـ "همانا خداوند کسی را که در مجلس اهل ذکر می نشیند می آمرزد و او را از آنچه می ترسد در امان می دارد، پس فرشتگان گویند: فلانی در میان آنان است و او تو را یاد نکرد، خداوند می فرماید: او را آمرزیدم به جهت همنشینیش با آنان، زیرا که یاد کنندگان چنین هستند که همنشین ایشان از جهت آنها بدبخت نگردد ". (عدةالداعی/ 256 )

این دو حدیث را شیخ احمدبن فهد -رحمةالله -در کتاب عدةالداعی روایت کرده، وجه شاهد بودن این دو حدیث بر مطلب مورد بحث اینکه: یاد آن حضرت و یاد پدرانش علیهم السلام یاد خدای عزوجل می باشد، از جهت روایتی که شیخ محمدبن بعقوب کلینی در کافی از حضرت ابوعبدالله صادق ( آورده که فرمود:

5ـ "هرجمعی در مجلسی حضور یابند و خداوند عزوجل را یاد نکنند و از ما یاد ننمایند آن مجلس مایه حسرت آنها در روز قیامت خواهد بود، سپس فرمود: حضرت ابو جعفر باقر ( فرموده: همانا یاد ما از ] مصادیق [ یاد خداوند است، و یاد دشمنان از ] مصادیق [ یاد شیطان می باشد ".

(الکافی 2/496، ح2)

و نیز بر این مطلب دلالت می کند آنچه در وسائل و غیر آن از عباد بن کثیر روایت گردیده که گفت به امام صادق ( عرضه داشتم:

6 ـ من به قصه گویی گذشتم که در حال قصه گفتن چنین می گفت: این مجلسی است که هر کس در آن بنشیند بدبخت نمی شود، امام صادق ( فرمود: به هیچوجه، به هیچوجه، نشیمنگاههایشان خطا کرده، خداوند را فرشتگانی است که گشت می زنند، به غیر از کرام کاتبین -که آنچه از انسان سر میزند می نویسند - پس هرگاه برجمعی بگذرند که محمد و آل محمد صلی الله علیه وآله را یاد می کنند به یکدیگر گویند: توقف کنید، پس می نشینند و بهره مند می شوند، و چون از آنان جدا گردند بیمارانشان را عیادت کنند و در مراسم مردگانشان شرکت نمایند و از غائبین آنان تفقد کنند، پس آن مجلس است که هر کس در آن بنشیند بدبخت نمی شود." (وسائل‏الشیعة 16/345، ح 21723)

1ـ قال الرضا (ع)... من جلس مجلسا یحیا فیه أمرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب

(بحارالأنوار 44/ 278، ح1؛ الأمالی‏للصدوق/ 4)

2ـ عن أبی عبد الله ع قال قال لفضیل تجلسون و تحدثون قال نعم جعلت فداک قال إن تلک المجالس أحبها فأحیوا أمرنا یا فضیل فرحم الله من أحیا أمرنا یا فضیل من ذکرنا أو ذکرنا عنده فخرج من عینه مثل جناح الذباب غفر الله له ذنوبه و لو کانت أکثر من زبد البحر (بحارالأنوار 44/ 282، ح14)

3ـ روی أن رسول الله ص خرج على أصحابه فقال ارتعوا فی ریاض الجنة قالوا یا رسول الله و ما ریاض الجنة قال مجالس الذکر (عدةالداعی/253، الباب الخامس فیما ألحق بالدعاء )

4ـ إنا حضرنا مجالسا من مجالس الذکر فرأینا أقواما یسبحونک و یمجدونک و یقدسونک و یخافون نارک فیقول الله سبحانه یا ملائکتی أزووها عنهم و أشهدکم أنی قد غفرت لهم و آمنتهم مما یخافون فیقولون ربنا إن فیهم فلانا و إنه لم یذکرک فیقول قد غفرت له بمجالسته لهم فإن الذاکرین من لا یشقى بهم جلیسهم (عدةالداعی/ 256 )

5ـ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا اجْتَمَعَ فِی مَجْلِسٍ قَوْمٌ لَمْ یَذْکُرُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یَذْکُرُونَا إِلَّا کَانَ ذَلِکَ الْمَجْلِسُ حَسْرَةً عَلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثُمَّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ ذِکْرَنَا مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذِکْرِ عَدُوِّنَا مِنْ ذِکْرِ الشَّیْطَانِ (الکافی 2/496، ح2)

6ـ عَنْ عَبَّادِ بْنِ کَثِیرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّی مَرَرْتُ بِقَاصٍّ یَقُصُّ وَ هُوَ یَقُولُ هَذَا الْمَجْلِسُ لَا یَشْقَى بِهِ جَلِیسٌ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ أَخْطَأَتْ أَسْتَاهُهُمُ الْحُفْرَةَ إِنَّ لِلَّهِ مَلَائِکَةً سَیَّاحِینَ سِوَى الْکِرَامِ الْکَاتِبِینَ فَإِذَا مَرُّوا بِقَوْمٍ یَذْکُرُونَ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ قَالُوا قِفُوا فَیَجْلِسُونَ فَیَتَفَقَّهُونَ مَعَهُمْ فَإِذَا قَامُوا عَادُوا مَرْضَاهُمْ وَ شَهِدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ تَعَاهَدُوا غَائِبَهُمْ فَذَلِکَ الْمَجْلِسُ الَّذِی لَا یَشْقَى بِهِ جَلِیسٌ (وسائل‏الشیعة 16/345، ح 21723)

یسب الحسین ع فأهوى الله علیه نجمین فعمیت عیناه و سأل عبد الله بن رباح القاضی أعمى عن عمائه فقال کنت حضرت کربلاء و ما قاتلت فنمت فرأیت شخصا هائلا قال لی أجب رسول الله فقلت لا أطیق فجرنی إلى رسول الله فوجدته حزینا و فی یده حربة و بسط قدامه نطع و ملک قبله قائم فی یده سیف من النار یضرب أعناق القوم و تقع النار فیهم فتحرقهم ثم یحیون و یقتلهم أیضا هکذا فقلت السلام علیک یا رسول الله و الله ما ضربت بسیف و لا طعنت برمح و لا رمیت سهما فقال النبی أ لست کثرت السواد فسلمنی و أخذ من طست فیه دم فکحلنی من ذلک الدم فاحترقت عینای فلما انتبهت کنت أعمى (بحارالأنوار 45/ 303)

 

چرا شیعه منتظر ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) است؟

انتظار ظهور حضرت مهدی آرزوی تمامی ادیان الهی بوده است. انتظار ظهور حضرت مهدی (عج) انتظارحاکمیت حکومت عدل الهی است بر تمام جهان. حکومتهایی که تا به حال بر جهان فرمانروایی کرده اند، - جز موارد اندکی - حکومتهای بشری بوده اند، که نتوانسته اند بدون تخطی از دستورات الهی به حیات سیاسی خود ادامه دهند، اما در حکومت آن امام هیچگونه کژی و ناراستی راه نخواهد داشت. از این رو از ائمه (ع) برای انتظار ظهور آخرین وصی پیامبر (ص) جایگاه ویژه ای نقل شده است.

1- درکمال الدین از ابی عبدالله امام صادق علیه السلام آمده که فرمود:

(( هر کس از شما بر این امر در حال انتظار آن بمیرد همچون کسی است که در خیمة قائم علیه السلام بوده باشد )). کمال الدین، شیخ صدوق 2/644، باب55، ح1

2- هم چنین در کتاب کمال الدین از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام از پدرانش از امیر المؤمنین علیهم السلام آمده که فرمود:

((منتظر امر ما (ظهور امام زمان) به سان آن است که در راه خدا به خون خود غلطیده باشد)). کمال الدین، شیخ صدوق 2/645، باب55، ح6

3- و نیز از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود:

((خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهور او باشند و در هنگام ظهورش فرمانبردار از او، آنان اولیای خدا هستند نه ترسی برایشان هست و نه اندوهگین شوند)). کمال الدین، شیخ صدوق 2/357، باب33، ح54

منتظرین واقعی امام زمان (ع) با انتظار طولانی خود، اعلام می کنند که همواره آماده فرمانبری از ائمه (ع) هستند و با دعای فراوان خود از خدا تعجیل در ظهور ایشان را درخواست می کنند.

 

 

چرا شیعه همه مردم را به محبت حضرت مهدی دعوت می کند؟

وقتی انسان با نعمتهای فراوان الهی رو به رو می شود، محبت خدا را با تمام وجود احساس می کند. سرشت آدمی بر محبت کسی که به انسان نیکی کند و یا واسطه نیکی به وی شود، ساخته شده است. عقل نیز فرمان می دهد، که مردم را با محبت خدا آشنا کن، در تفسیر امام علیه السلام آمده است:

1- "خدای تعالی به موسی وحی فرمود که مرا نزد خلقم محبوب کن، و خلقم را نزد من محبوب گردان. موسی گفت: پروردگارا! چگونه این کار را انجام دهم؟ فرمود: به آنان نعمتها و بخششهای مرا یادآوری کن تا مرا دوست بدارند."

هم چنین در دار السلام به نقل از قصص الانبیاء از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که:

"خدای عز وجل به داوود علیه السلام وحی فرمود: مرا دوست بدار و نزد خلقم محبوب ساز. داوود گفت: پروردگارا! من تو را دوست می دارم، پس چگونه تو را نزد خلق محبوب گردانم؟ فرمود: نعمتهایم را نزد آنان یاد کن، پس هرگاه آنها را نزد ایشان یادآور شدی مرا دوست خواهند داشت."

و در مجالس طوسی از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود:

2- "خداوند را دوست بدارید به جهت آن که از نعمتهای خویش به شما می دهد، و مرا به جهت دوستی خدای عز وجل دوست بدارید، و اهل بیتم را به خاطر دوستی من دوست بدارید."

پس معلوم شد که: یک جهت محبت امام مهدی (ع) به جهت وابستگی ایشان به رسول خداست.

جهت دیگر این است، که هر کس به دین الهی اسلام علاقمند است، از گسترش معارف دینی و گسترش دین خدا خشنود است. و نیز هر کس که از ظلم و ستم در دنیا به ستوه آمده است، دوست می دارد که عدالت در تمامی دنیا گسترش یابد. خداوند حضرت مهدی (ع) را برای گسترش دین الهی و برپایی عدالت در نظر گرفته است، روشن است که چنین کسی محبوب تمامی انسانهای پاک خواهد بود.

متن عربی روایات:

1- بأسناده قال علی بن الحسین (ع): أوحى الله تعالى إلى موسى (ع) حبّبنی إلىّ خلقی، و حبّب خلقی إلیّ. قال یا رب کیف أفعل قال ذکّرهم آلائی و نعمائی لیحبّونی.

تفسیرالإمام‏العسکری /342

2- بأسناده قال النبیّ (صلّى الله علیه و آله): أحبّوا الله بما یغذوکم به من نعمه، و أحبّونی لحبّ الله، و أحبّوا أهل بیتی لحبّی . الأمالی‏للطوسی/278، المجلس العاشر



::
:: مرتبط با: امام شناسی , شـبهات امامتی , ما و امـام زمانمــان ,
نویسنده : خادم چهارده معصوم
تاریخ : یکشنبه 4 تیر 1391